دغدغه های انتخاباتی دکتر محمود احمدی نژاد کوتوله (قسمت اول):
بر هر ایرانی واجب است در انتخابات شرکت کند و به نمایندگانی که من میخواهم رای بدهد تا با من هماهنگ تر باشند چون ...
۱- آمریکا و ناتو نیروهای خودشون رو در افغانستان و عراق زیاد کرده اند و من نیاز به پول بیشتری برای تامین سلاح، مین های ضد نفربر، استخدام بمبگذاران انتحاری و... دارم. تازه اخیرا کانادا و فرانسه هم شدن کاسه داغ تر از آش. ولادیمیر پوتین نامرد هم که هیچ غلطی نکرد. ای خدا میشه یه روز حال این سارکوزی و اون نامزدشو بگیرم؟؟؟؟؟
۲- اسرائیل و آمریکا دارند بیش از پیش برادر خالد مشعل جان و برادر سید حسن نصرالله جان و برادر هوگو چاوز جان و برادر مقتدی صدر جان و سایر برادرانم را اذیت میکنند پس نیاز به پول بیشتری دارم تا بزنم تو پر این جرج بوش گاوچرون. چقدرم ادعاش میشه. منم اینهمه زمان شاه ملعون گاو و گوسفند داشتم. کی از این کارا میکردم. خداییش گوسفند داشتم دوتای هیکل سردار ... (محمود این قسمت رو تو دلش گفت تا بدآموزی نداشته باشه.)
۳- این هاشمی شاهرودی بی معرفت، اعدام و شلاق در ملا عام را ممنوع کرده. حالا من مجبورم تو این گرونیCD های اعدام و شکنجه دانشجوها و کارگرها رو از مامورای شارلاتان زندان .... به ده برابر قیمت بخرم. ایناهم پدرسوخته ها خوب کاسبی واسه خودشون دارنا!!! ما فکر میکردیم فقط خودمون تیزیم. اما مسئله ای نیست، میگم مجلس بودجه لازم رو تامین کنه.
۴- یکدفعه محمود یاد چیزی میفته که اعصابشو میریزه بهم. آخ آخ آخ. خودم کردم که لعنت بر خودم باد. اون موقع که داشتم بنز و تویوتا وارد میکردم اصلا حواسم نبود که قراره بنزین رو گرون کنم. حالا چه بکنم با این همه ماشین که تو پارکینگ کوچیکه گذاشتمشون. خیالی نیست. هرکدوم از نماینده های مرد رو مجبور میکنم یکی یک بنز بخرن. نماینده های خانم رو هم دستور میدم باید یه تویوتا بخرن. تازه میتونم بگم هر کی چهار تا بنز بخره رییس مجلس میشه. میگم بد نیست یه تعداد لامبورگینی هم وارد کنم واسه انتخابات شورای شهر. عجب کاسبیه مشتی میشه. ایول.
۵- جدیدا این رفسنجانی و خاتمی و کروبی و بعضی از این جوجه ماشینی ها خیلی خیلی دارن واسه من لات بازی در میارن. اونم واسه کی؟؟؟ واسه من، نمیدونن به من میگن محمود جکی چان. اگه این مجلس رو تمام و کمال دستم بگیرم میتونم حسابی حالشونو بگیرم. اول از همه مجبورشون می کنم هرکدوم بدون وقفه یه ربع بندری برقصن، اونم با شلوار بگ. بعدشم میتونم مجبورشون کنم سه به سه سپک تاکرا بازی کنند. (توضیح اینکه سپک تاکرا ورزشی مرکب از والیبال و فوتبال است که باید با پا توپ را از روی تور والیبال وارد زمین حریف کنند.)
۶- آخ حرصم گرفت وقتی مجلس هفتم با حفاری چاه جمکران تا عمق ۷۰۰ متری مخالفت کرد! ایندفعه باید بتونم مجوز حفرشو تا عمق ۱۳۰۰ متری بگیرم ، شاید اصلا به نفت یا بنزین رسیدم و روز تولد چاوز بعنوان کادوی تولد دادم بهش. اگر هم مردم اعتراض کردند میگیم قراره یه چاهه جدید بسازیم. یا اصلا میگم چاهش سرطانزا بود. اینجوری بهتره. (اینجا حاج محمود یه سوتیه بزرگ داد. یعنی دکتر محمود نمیدونست که بنزین مستقیما از چاه در نمیاد و باید تو پالایشگاه از نفت بدست بیاد. نه دلبندم، محمود میدونست خیلی خوبم میدونست. اما دید بحث خیلی جدی شده خواست یه مزاحی هم کرده باشد. شما هم اینقدر به معلومات محمود گیر ندید. آخرین کسی که سواد دکتر حاج محمود رو زیر سوال برده بود شادروان احمد بورقانی فراهانی بود. حالا دوزاریتون افتاد یا نه؟)
۷- میمونه این خاتمی که اون روز با اون ماشین شورلت کوروت آلبالوییش تو اتوبان قم حالمو گرفت. باید بگم مجلس چند تا ماشین سریعتر مثل بوگاتی ویرون، فراری انزو و از این چیزا وارد کنند ببینم بازم این خاتمی و کروبی میتونن واسه من دنده معکوس بکشن. حالیشون میکنم. آخ چه حالی میده وقتی با بوگاتی جدیدم ازشون سبقت بگیرم، بعد که جلو زدم فلاشر بزنم واسشون. باید یه چندتا اهنگ ردیف از عباس قادری و حمیرا ... نه نه، اینا دیگه جواد شده. باید یه چند تا کاست اکسیژن بخرم. فول آلبوم هنگامه و سپیده رو دارم. فقط میمونه DJ-Aligator که باید بگم ضرغامی واسم بیاره. (توضیح اینکه برادر ضرغامی ریاست سازمان بیصدا و سیما یا برعکس باصدا و بی سیما هستند.)
۸- در این لحظه همسر محترمه آقا محمود که تازه از بدمینتون آمده با لحنی شدید میگوید: به تو هم میگن رییس جمهور. تو معلومه که اصلا منو دوست نداری. محمود با کلی خواهش و تمنا عیال را قانع میکند که مشکلش را بگوید. عیال آقا محمود بعد از کلی ناز و عشوه مخصوص زنانه می گوید: امشب خانم آقای حداد عادل تو سالن بدمینتون میگفت که غلامعلی واسه روز تولدم یه برج تو شیراز دزدیده. آخ معذرت میخواهم یه برج تو شیراز ساخته. البته بعد حالش گرفته شد. میدونی چرا؟ آخه اصلا روز تولدش نبوده. غلامعلی روز تولد دوست دخترشو با تولد زنش اشتباه کرده بود. هاهاهاها و همسر محترمه حاج محمود خنده کنان میرود تا وسایل هاکی روی یخ رو آماده کند. آخه فردا تیم همسران چپ ها با همسران راست ها بازی دارند. در این لحظه تازه محمود یادش میفته که تولد ملینا نزدیک است و او هنوز هیچ کادوی مناسبی نخریده اما اصلا هول نمیشه و خودشو خونسرد نشون میده. ( توضیح اینکه ملینا نامی است دخترانه که مردم آمریکای جنوبی زیاد استفاده میکنن. احتمالا حدس میزنید که دوست دختره محمود از کدوم کشوره و چرا محمود چپ و راست میره دیدن برادر چاوز؟)
۹- دکتر محمود خیلی خسته شده. این مشکلات مملکت تمومی نداره. محمود خیلی خوابش میاد، اما وجدان کاریش اجازه نمیده بره بخوابه. پس تصمیم می گیره با پسرش یک دست تخته نرد بازی کنه. بعد یک لیوان قهوه کوبایی که فیدل کاسترو براش فرستاده نوش جان میکنه، تا با فکری بازتر به بررسی و آنالیز مشکلات کشور بپردازد. تا محمود لیوان قهوه اش رو تموم کنه ما هم یه استراحتی میکنیم و در روزهای آینده قسمت دوم دغدغه های دکتر محمود احمدی نژاد را میخوانیم. (در اینجا محمود برای دومین بار سوتی میده. البته مقصر اصلی این فیدل کاستروی بی وجدان است که همراه با پاکت قهوه یک عدد فنجان ناقابل برای محمود ارسال نکرد تا محمود مجبور نشه قهوه رو با لیوان کریستال پایه دار کمر باریک بنوشه. احتمالا با موارد استفاده این مدل از لیوانهای کریستال پایه دار کمر باریک آشنا هستید.)
تا چند روز دیگر با قسمت دوم این سریال در خدمتتان خواهم بود. مسعود.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر